‏نمایش پست‌ها با برچسب فخر شیروان ، ارد بزرگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فخر شیروان ، ارد بزرگ. نمایش همه پست‌ها

سایت ویکی پدیا اسیر باند بازی و کجروی

قبل از هر چیز باید به همه مردم فارسی زبان تبریک بگویم به این خاطر که مقاله ارد بزرگ از سایت ویکی پدیا حذف شد ! این سایت در دست گروهی مغرض که به شکل گروهی در حال تغییر در دانشنامه های حقیقی هستند بر اساس سلایق شخصی و باندی در حال بازسازی تاریخی از آنچه می خواهند و بدنبال آن هستند می باشد . حذف مقاله ارد بزرگ یک موفقیت بزرگ برای ماست چرا که در آن به بسیاری از وجوه شخصیتی و اجتماعی ارد بزرگ پرداخته نشده بود و هر روز با دستکاری در آن و برچسب های اهانت آمیز محفلی برای آدمهای کم مایه گشته بود .
در ادامه نظرات عمومی در این ارتباط آورده می شود :

کوشانیان مدیر سایت شیران شیروان :

البته شایان ذکر است که ویکی پدیا سایتی است که اعتبار چندانی ندارد زیرا توسط هر کسی قابل ویرایش است و یک دانشنامه آزاد است

عزیزان شما حامیان ارد بزرگ را ببینید (در سایت بنیاد جهانی ارد بزرگ )

او هم اکنون قابل نفی نیست !!!!

اکرم غلامی :
غرور و جاه طلبی گاهی باعث رسوایی می شود آدم گمنامی به نام "بهزاد مدرس" در نخوت و غرور چنان گرفتار شده که دارد آبروی ویکی پدیا را هم می برد او برای اغلب کاربران سایت ویکی پدیا به سوءاستفاده از موقعیت خویش در ویکی پدیای فارسی شُهره است ...

مهتاب مدیر سایت یادداشت‌های دو دانشجوی آی ‌تی IT
سایت ویکی پدیا به کجا می رود ؟

http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/images/563513120929e219418c2ac0ba2d4cc5.jpg

سایت ویکی پدیا بر خلاف عهد خود بر بی طرفی در ارایه مقالات ، این روزها شاهد پوست اندازی از سایتی مرجع به شکل سایتی برای قضاوت ! است. هم اکنون سمت و سوهای پنهانی در لایه های زیرین این سایت دیده می شود .

نمونه آشکار این مسئله در اهانت های مداوم طی دو هفته گذشته به فیلسوفی نظیر ارد بزرگ بوده است .

ابتدا تصور می شد این اعمال تنها توسط چند کاربر ساده رخ می دهد اما امروز به روشنی پای یکی از مدیران این سایت در این برنامه دیده می شود .

به عنوان کسانی که همیشه اخبار دنیای آی تی را پوشش می دادیم امروز لازم دانستیم بدینوسیله اعتراض خود را نسبت به عملکرد فعلی سایت ویکی پدیا ابراز داریم .

http://a31.idata.over-blog.com/300x368/3/33/16/05/orod-bozorg.jpg

ارد بزرگ (فیلسوف و اندیشمند ایرانی)


عاطفه معصومی :

ترور شخصیتی ارد بزرگ با یورش مدیران ویکی پدیا


سایت ویکی پدیای فارسی در اقدامی تعجب برانگیز به جای پرداختن به واقعیات ، تمام سعی و تلاش خود را بکار گرفته تا شخصیت دوست داشتنی کشورمان ارد بزرگ را که ما شیروانیها به او "بزرگ شیروان" می گویم را مورد هجوم ، اهانت ، تشکیک و توهین قرار دهد .
این حرکت کاملا حساب شده ! (( از تاریخ ‏۱۶ مهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۰۵:۳۹)) بروز و ظهور یافته است .


آنچه می توان از کل اقدامات انجام شده فهمید عبارتند از :

1- یورش به روابط دیرینه فارسی زبانان با حذف دوستی ارد بزرگ و احمدشاه مسعود
2- هم صدای با پان تورکهای ایران و افغانستان بهمراه پشتنون های افراطی متمایل به پاکستان ، امارات متحده عربی و عربستان
3- حرمت شکنی و نابود کردن چهره نجیب ارد بزرگ
4- حمله به آرمانهای ارد بزرگ که تماما گویای روح میهن دوستی و تقویت روابط کشورهای هم فرهنگ با ایران است .
5- ایجاد بذر نفاق در بین کشورهای فارسی زبان

http://razdar.files.wordpress.com/2010/03/iran-afghanistan.jpg


دستانی از لندن در کارند تا به مقاصد بالا برسند دقیقا در بیوگرافی کسی که با نام مستعار Khurasan است و بر روی رابطه ارد بزرگ و احمدشاه مسعود کار می کند می خوانیم که ساکن انگلستان و شهر لندن است . همه ما ایرانیها و همزبانان خود در شرق کشورمان می دانیم عامل جدایی کشور یک پارچه ما انگلیس بود . حالا سردمداران انگلیس می بینند روابط فرهنگی و فکری ما ایرانیان همچون دوستی ارد بزرگ و احمد شاه مسعود غیر قابل انکار است و از این رو همه سعی خود را بکار گرفته اند تا از طریق سایت مرجعی همچون ویکی پدیا ارابه های جنگی خویش را به حرکت در آورند .
و همچنان فصل جدایی باشند بین ما کشورهایی که دارای یک سابقه مشترک هستیم .


خلاصه اقداماتی که مدیران سایت ویکی پدیای فارسی بر علیه ارد بزرگ انجام داده اند :

1- نام ارد بزرگ را از زندگی نامه احمد شاه مسعود حذف نموده اند ( در صورتی که حداقل در طی یکساله گذشته بخشی جدای ناپذیر از بیوگرافی احمدشاه مسعود بود)

2- با نصب چهار پلاکارد بر بالای زندگینامه ارد بزرگ در ویکی پدیا به مخاطب القاء می کنند که متن زیر بی ارزش است !!!( و جالب اینکه این پلاکاردها هیچ تناسبی با متن مقاله ندارند)

3- اهانت مستقیم به ارد بزرگ (بی شرمانه واژه هایی در بخش حذف مقاله نوشته شده که می توانید در بخش اسناد این مقاله متن را ببینید )

4- انکار تاثیر گذاری ارد بزرگ بر احمدشاه مسعود (این حرکت توسط یکی از چهرهای های اصلی ویکی پدیا ساکن انگلیس رخ داده است )

5- لودگی (طراح ابتدایی بحث حذف مقاله ارد بزرگ می پرسد ارد بزرگ مرد است یا زن !!!)

6- تشکیک بر دو میلیون و هفتصد هزار سایت و وبلاگی که در مورد ارد بزرگ نوشته اند !!! ( ‫يافته 1 - 100 از حدود 2,760,000 درباره ارد بزرگ در سایت گوگل)

7- پس از آنکه مخالفت با اهانت های انجام شده به ارد بزرگ در ویکی پدیا متجلی شد یکی از مدیران اصلی این سایت به نام بهزاد مدرس که ساکن کشور نیمه مستعمره انگلیس یعنی کاناداست چنین در مورد مقاله ارد بزرگ در بخش حذف آن نوشت : حذف شود. نوشتاری که هیچیک از مطالبش اثبات پذیر نیست باید حذف شود. ما فقط یک سری گفتاورد از این فرد داریم که حداکثر باید به ویکی گفتاورد منتقل شود. در ایران و افغانستان صدها(شایدم هزارها) از این مرشد ها داریم که هر کدام حداقل تعدادی مرید دارند که اگر به اینترنت دسترسی داشته باشند می توانند مانند مریدان ارد بزرگ تبلیغات داشته باشند. به هر حال هر وقت منبع مستقل و معتبری پیدا شد که به ایشان پرداخت می توان برای ایشان مقاله ساخت. این منابعی که ارایه شده تنها یک سری گفتاورد از ایشان هستند.

این درحالیست که یکی از کاربران برای این مدیر ویکی پدیا در زیر همان متن نوشته است : ارد بزرگ در سطح کشورهای آسیای میانه بی نظیر است . با زمینه سازی و تخریب این چهره برجسته نمی توان به نتیجه رسید آقای مدیر شما هزار نفر معرفی نکنید شما ده نفر همانند ارد بزرگ در سطح کشورهای فارسی زبان معرفی کنید


نکته مهم :
مسئولین محترم کشورمان ، باید بر روی مقالات ویکی پدیا حساس باشند . این سایت به مراتب می تواند مخربتر از فیس بوک باشد .
باید کار کارشناسی بر روی عملکرد این سایت صورت پذیرد . سیستم مدیریت و کاربری ویکی پدیا فوق العاده مشکوک است .

سعی خواهم نمود به زودی نقدی کلی بر سایت ویکی پدیای فارسی داشته باشم .
عاطفه معصومی


اسناد مطلب بالا :

خانم آسمانی :
باند بهزاد مدرس در ویکی پدیا سکولار و شدیدا وابسته به اسناد غربی همانند کمبرج می باشند اینها منابع داخلی را انکار کرده و بدنبال زمینه سازی و تحمیل منابع اروپایی به فاسی زبانان است . در منابع اروپایی همه افتخارات ایرانیان به پای اروپاییها نوشته شده است .
باید هشدار خانم عاطفه معصومی در مورد این اختاپوس های عرصه اینترنت را جدی گرفت .
سایت ویکی پدیا به هیچ وجه قابل استناد نیست و باید ماهیت واقعی انها را به مردم نشان داد .

زخمه تار :
ویکی پدیا ابتدا خوب پیش آمد اما الان چند مجموعه باند بزرگ در آن ایجاد شده که در مواقع خاص با هم دیگر وارد عمل می شوند و چشم بسته از هم هواداری می کنند نباید ساده به جریان نگاه کرد موضوع اصلی در این مجموعه احتمالا از جاهای بالاتری خط دهی می شود . تصور من این است که کشورهای ذی نفوذ همچون انگلیس و یا حتی کانادا در یک مسیر ضد ایرانی دائما کانالیزه کردن حرکتهای ضد میهنی هستند . ارد بزرگ شخصیت میهن پرستی است که عالم او را می شناسد بنیاد جهانی ارد بزرگ با اعضایی از کشورهای دیگر نمونه بارز این مسئله است اما گویا این جریان را در ویکی پدیا آنگونه که دیده می شود سعی در وارونه جلوه دادن واقعیت هستند .
باند بهزاد مدرس دارای حلقه های گوناگونی است . این جریان یک شبه پدید نیامده . بخش اصلی آن با استفاده از قدرت ضعف و اراده بخش های پایین تر که مجیز گو هستند و قدرت تجزیه و تحلیل ندارند برای خود امپراتوری راه انداخته اند این امپراتوری همچون گردن کلفت های محلات احتمالا با گرفتن جیره و مواجب بر سر این و آن می ریزند ...


محمد باقری گفت...
همیشه عده ایی برای مطرح کردن خود دست به دامن هر روشی می شوند .
من فکر می کنم عنصر اهانت کننده به ارد بزرگ همان بهزاد مدرس است که از مدیران ویکی است بقیه هم عناوین مستعار همان شخص می باشد . باید با اطلاع رسانی شایسته دستان این گونه افراد سود جو را برای همیشه بست .


ترگل بهادران گفت...
این آقای مدرس را تا جایی که ما بررسی کردیم دیدیم کسی است که با کمک چند تا از دوستانش که از طریق یاهو مسنجر با هم کار می کنند در درون ویکی پدیا به شکلی گروهی اعمال نظر می کنند . اینها دقیقا اسامیشان همیشه در کنار هم است و در نظرخواهی داخلی ویکی هم همراه هم هستند و به شکل های مختلف سفسطه و مقلطه می کنند .
قدیمی های ویکی پدیا از رشد این آقا قبلا ابراز نگرانی کرده بودند
اما در حال حاضر دیگر کسی جلو دار اینها نیست و دائما آبروی ویکی پدیا را بیشتر از پیش می برند .
آنچه دیده می شود کوچ نویسندگان ویکی پدیا است چون فضای کار را کارشناسی نمی دانند و معتقدند اینجا لجن پراکنی و ایجاد هیاهو و برچسب زدن به این و آن برگ برنده محسوب می شود .

ماندانا پاک سرشت :
شخصی به نام بهزاد مدرس که یکی از مدیران سایت ویکی پدیای فارسی است با کمک چند آیدی دیگر در این سایت بطور مدام طی 15 روز گذشته مشغول ترور شخصیتی متفکری است که همه او را به عنوان یک مصلح و استاد اخلاق می شناسند بله حمله به ارد بزرگ !...

سهیل رحمانی :
جریان حمله به ارد بزرگ در ویکی پدیا از پیش طراحی شده و دقیقا هدف آن ایجاد شکاف در میان کشورهای حوزه فرهنگی ایران است . پیر استعمار انگلیس در صدد است مانع ایجاد اتحادیه قوی و نیرومندی همانند اتحادیه اروپا در منطقه ما باشد . می دانیم ارد بزرگ طراح نظریه مشهور قاره کهن است . این نظریه بیست کشور حوزه تمدنی ایران باستان را در قالب یک قاره همگون مانند قاره اروپا مرز بندی کرده است نبض اصلی این قاره در اختیار ایران است به لحاظ فرهنگی همانند یونان در اروپا و چین در آسیا . قاره کهن از کشمیر تا مدیترانه وسعت دارد ایجاد این قاره دقیقا نقطه ترس استعمارگران است همین الان کسانی که زندگینامه ارد بزرگ را از ویکی پدیا حذف کرده اند بلافاصله به نظریه قاره کهن حمله برده اند !

این نشان دهنده جریانی پیچیده و هدفمند در پشت صحنه ویکی پدیاست .
این یک هشدار جدی به مقامات کشور ماست که باید مراقب جریان پیچیده و خطرناک باند ویکی پدیا باشند .
خوشحالم با بحث مقاله ارد بزرگ در ویکی پدیا ، جریانات مرموز و دستان کشورهای معلوم الحال به خوبی دیده شد .

-------------------------
این بحث ادامه خواهد داشت !

فخر شیروان ، ارد بزرگ «از سایت چهره های ماندگار»

ارد بزرگ  Orod Bozorg


خلاصه زندگی نامه :

- بی شک ارد بزرگ برجسته ترین اندیشمند و فیلسوف حال حاضر ایران است .

- در سراسر نوشته های ارد بزرگ حس میهن پرستی و توجه ویژه به انسانیت و اخلاق دیده می شود.

- اندیشه های او در کتابی با عنوان آرمان نامه توسط امیر همدانی (محقق کشورمان) گرد آوری شده است .

- کتاب آرمان نامه تنها بیست روز پس از انتشار 30 هزار خواننده داشته است که از این نظر رکورد دار کتابخوانی در ایران است .

- تا کنون در دهها کتاب به اشکال گوناگون به طرح نظریات و افکار او پرداخته اند .


http://ostadfarzanehsheida.files.wordpress.com/2010/03/farzaneh-sheida-21.jpg

http://ostadfarzanehsheida.files.wordpress.com/2010/03/orod-bozorg.jpg

- استاد فرزانه شیدا (پژوهشگر و شاعر ایرانی مقیم شهر اسلو در نروژ) در کتابی یازده جلدی بنام "بعد سوم آرمان نامه" اندیشه های ارد بزرگ در کتاب آرمان نامه را شرح و تفسیر نموده است. این کتاب نفیس شامل صدها صفحه در تفسیر و تشریح اندیشه ها و آموزه های ارد بزرگ است . استاد فرزانه شیدا در ابتدای جلد یازدهم کتاب بعد سوم آرمان نامه می نویسد : درطی بررسی وتفسیر فرگردهای آرمان نامه فیلسوف بزرگ وارزشمند ایرانی ارد بزرگ همواره در این فکر بوده ام که اندیشه های ناب ومعنوی این بزرگمرد تاریخ که جهانی را بخود مشغول داشته است چقدر می تواند برای هر انسانی ارزشمند و در راه زندگی او سودمند باشد و همواره در جملات عمیق اندیشمند انه ی او دریافته ام که عمق نگاه او در ژرفای واقعیت زندگی بمانند این بوده که به مرکز اصلی و نقطه ی عطف زندگی و هستی رسیده باشی تا توان آنرا داشته باشی با چنین عمقی دنیا را نظاره کرده و تمامی نیازمندیهای زندگی را در هر مرحله و هر موقعیتی در این گذر عمر , معنا کنی و به تفسیری زیبا در جملاتی تبدیل کنی که هر یک همچون دّر درخشانی نور دهنده ی زندگی آدمی باشد نگاه و دیدگاه ارد بزرگ سرشار از واقعیت های فردی / شخصیتی از دیدگاهی اجتماعی - فرهنگی با شناختی در حد اعلای انسان شناسی و مردم شناسی ست بگونه ای که ,بسیار تجربه ها می بایست سازنده چنین افکار پرمایه وبا ارزشی باشند که اندیشه های دیگر را نیز چون آینه ای صافی بخشیده و جلا دهنده ی روح انسانی باشد.

- ارد بزرگ دو نظریه مشهور دارد به نام های قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه .

- دارای هواخواهان بسیار در رده های مختلف کشورهای آسیای میانه است .

http://razdar.files.wordpress.com/2010/03/iran-afghanistan.jpg

- از دوستانش می توان به احمد شاه مسعود اشاره کرد و بسیاری معتقدند احمد شاه مسعود در پنج سال پایانی زندگی خود به خاطر ارتباط با او از یک چریک صرفا مذهبی تبدیل به یک مبارز ملی شد.

- داده های موتور جستجوگر گوگل نشان می دهد او پر طرفدارترین نخبه زنده ایرانیست .

- زادگاه پدر و اجداد ارد بزرگ از شهرستان شیروان در شمال خراسان بزرگ می باشند هر چند زادگاه خود او شهر مشهد است .

- یاسمین آتشی نویسنده سرشناس داستانهای کوتاه تا کنون در صدها داستان خود از جملات ارد بزرگ بهره گرفته و می گوید : در مورد اندیشه ها و افکار ارد بزرگ مطالعات فراوانی داشته ام و به شخصه فکر می کنم ایشان بزرگترین متفکر حال حاضر ایران هستند .


http://jadooyesokhan.files.wordpress.com/2010/03/111.jpg

شکوهه عمرانی (نامزد تشکل لیست هشت کشور سوییس در انتخابات پارلمانی پیشین آن کشور و از چهرهای سرشناس سوییس ، و همکار فرهنگی سازمان ملل متحد ، که کتاب آرمان نامه ارد بزرگ را به زبان فرانسه برگردانیده است ) در مقابل مقر اروپایی سازمان ملل متحد ( ژنو )

- در کشورهای فرانسوی زبان و بخصوص سوئیس و فرانسه استقبال بسیاری از پندها و نصایح ارد بزرگ شده است لازم به ذکر است شکوهه عمرانی (مترجم و فعال اجتماعی و از همکاران فرهنگی سازمان ملل متحد در ژنو) آرمان نامه را به زبان فرانسه برگردانیده است .

http://razdar.files.wordpress.com/2010/03/mihan-namehe-orod-bozorg1.jpg

- ادیب و پژوهشگر کشورمان مسعود اسپنتمان در چهل مقاله تحقیقی و موشکافانه آرمانها و افکار ارد بزرگ را مورد بررسی قرار داده است . او می گوید : اُرُد بزرگ از آن دسته اندیشمندان است که ریشه های بالندگی میهنی خویش را به درستی میشناسد. سپس دل شما را نشانه گرفته و درست به همانجا میزند. اُرُد شما را با آنچه از آن برآمده اید آشنا میسازد، روانتان را با خاک میهن می آمیزد و در برآیندی با آسمان آن، عشق به ایران را در هستی تان روان میسازد. اُرُد یگانه است؛ این گفته را باور دارم، به سادگی، چون اُرُد، دومی ندارد. او راهی را برگزیده که آمیخته با اسطوره ها از زمان و زمین فراتر میرود؛ و در این بی زمانی و بی زمینی، تردستی هایی میکند که شعبده نیست.

ارد بزرگ Orod Bozorg / Great Orod

برای دیدن پوستر در اندازه بزرگ بر روی تصویر بالا کلیک کنید

(( اُرد بزرگ ))

سروده استاد فرزانه شیدا / اسلو / نروژ / 1388


دراین دنیای وانفسا

گهی ویران گهی شیدا

گهی آواره ی دهری

گهی جا مانده در دنیا



رهم تاریک و گه خاموش

نه گرمی های یک آغوش

چه افسرده رهی رفتم

به قلبی خسته و مدهوش



نه نوری در ره تارم

نه شمعی در شب زارم

نه مهری تا که جان گیرد

درآن قلب ِ گرفتارم



دراین ره وه چه بیهوده

نه دلخوش یا که آسوده

رهی رفتم , بسی گُمره

به دل صد غصه آلوده



بناگه نور رخشانی

توگوئی در زمستانی

بدل گرمیِ بودن داد

به دل زآن درد و ویرانی



از او بس پرس وجو کردم

ز او دل زیرورو کردم

به عشقی با کلام او

به" شیدائی "چه خو کردم



کلامش آسمانی بود

چو اکسیر جوانی بود

به نامش " زندگانی " بود

و " نام او جهانی" بود



سخن از "مرد " دوران است

چو فکرش مایه ی جان است

میان هرکلام او

تو گوئی راز پنهان است



در این دنیا دراین برزن

ز نام "او" بگو با من

بخوان" اندیشه ی" او را

به عشق دل, ز جان و تن



بگو: " اُرد بزرگ " ما

چه می گوید در این دنیا

"کلامِ او" چو آئین است

سخن در هر سخن گویا



سخن؛ حرفِ منو ما نیست

سخن ,از رنجِ فردا نیست

سخن," اندیشه ای ناب "است

چنین "اندیشه "هرجا نیست



کلامش روح جاویدان

وجودش مظهر ایمان

خدای فکر و اندیشه

به نام " اُرد" این ایران



کلامش روح هر شادی

به ویرانی چو" آبادی"

بخوان در هر کلام او

پیام سرخ "آزادی"


زندگی نامه و بیوگرافی ارد بزرگ :

بی شک ارد بزرگ یکی از برجسته ترین اندیشمندان حال حاضر ایران است نگاهی سطحی به زندگی و آثارش ما را چنان شیفته خود می سازد که می توان با نوای صدایش رقصید و پیش رفت اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به اخلاقیات و پاک زیستی انسان است . توجه ویژه ارد به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب پیراستن ناراستی هاست .

حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید :

ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند .
و یا :
میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر .

بجز ایران بسیاری در کشورهای فارسی زبان حوزه فرهنگی ایران از مریدان ارد محسوب می شوند . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند بمانند این مطلب که از سایت موسسه مطالعاتی فرهنگی روسیه, آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس) برداشت نموده ام :

خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ :
این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...

احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد"

این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است.

احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت .

آری داستان ارد داستان مردیست که عاشقانه سرزمین اجدادیش را ، فرزندان و تاریخش را دوست دارد اما این عشق موجب ستایشگری دائم و بی نتیجه گذشته نشده است . درسها و سخنان حکیمانه او این روزها از همه جا شنیده می شود صد ها هزار سایت و صدها نشریه روزانه کلام دلنشین او را تکرار می کنند و نسلی را با خود همراه نموده اند .

تصور این بود که جوانان ایران با اندیشمندان خویش قهر نموده اند اما امروز به خوبی شاهد موجی هستیم که همراه با اندیشمند معاصر آنهاست . ایرانیان هیچ وقت روشن اندیشان خویش را رها ننموده اند آنان بدنبال ندای حقیقی انسانهای آزاده اند . و او می گوید : رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . و این ندا را امروز در گلوی خسته و غمگین ارد یافته اند اشک ها و غمگنانه های او نوای دل انگیز هزاران هزار مشتاق رشد و آرمانخواهی ایرانیان گشته است آن گاه که می گوید : یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست .

سخن گفتن از ارد OROD کار ساده ای نیست او و خواست هایش را نمی توان در یک مجموعه کوچک و یا حتی دریک کتاب تعریف نمود آنچه من از این نابغه معاصر کشورمان می دانم آنست که زاده شهر توس نو (مشهد )است اما پدرش و اصلیتش از دیار شیروان یکی از شمالی ترین شهرهای خراسان بزرگ است و از این رو مردم شیروان به او "بزرگ شیروان" می گویند . از طرف مادر نسب اش یه ایل قشقایی شیراز می رسد . ترکهای شمال خراسان و ایل قشقایی هر دو بخشی از باقیمانده دودمان سلجوقیان و پارتهای خراسان هستند . چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) سلجوقیان مسعود جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشیدند و رفته رفته گستره ایران را تا مدیترانه پیش بردند سلجوقیان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند . بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود .
مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان دودمان سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند ( شبیه سلسله اشکانیان )آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت تازیان (اعراب) را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با اندیشمندی آشنا شویم که بر پیرامون خود دارای شناخت و ریشه است بقول حکیم فردوسی:
پدر چون به فرزند ماند جهان ........کند آشکارا برو بر نهان
گر او بفگند فر و نام پدر ...............تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
کرا گم شود راه آموزگار ...............سزد گر جفا بیند از روزگار

به نظر من ما با شخصیتی روبرو هستیم که در این پیشینه کهن شناور است اهل خرد همواره در دوران زندگی این جهانی خویش در چنین وضعیتی قرار دارند . شما به زندگی سراسر رنج و اندوه فردوسی بزرگ نظری بیفکنید و سپس هزار سال بعد در همان شهر و همان خاک اخوان ثالث متولد می شود رشد می کند برگ می دهد و شاخسارش پر میوه می شود با همان غمها و همان محنت ها با همان آواز با همان آثار تراژیک ...
هر چند خود اخوان داشتن ریشه باستانی خویش را در قالب شعری رد می کند
اما اگر این ریشه نبود سفارش نمی کرد در کنار فردوسی بزرگ دفنش کنند ...
آری اُرد نیز با آثارش از ریشه های مشترکی سخن می گوید که شاید امروز در مرزهای کنونی ایران نباشد اما روان او همچنان در دره های شگفت انگیز بدخشان و کوههای مرتفع پامیر و رود بزرگ جیهون پرواز می کند
وقتی او را در حال صحبت با تاجیکان و یا اهالی شمال افغانستان و یا جنوب ازبکستان که گاها برای دیدنش می آیند می بینید متوجه می شوید که پرواز روح در دل تاریخ یعنی چه ، آنوقت که چشمان متعجب و مبهوت میهمانان را می بینید با آهنگ صدای او همراه می شوید و به ژرفای روان او فرو می روید .

اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است . ارد بزرگ به نوعی معمار است ، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند . شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و 19 کشور اطراف آن بوجود آورد . او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را با جعل اسامی چینی ها از آن خود می دانند .

او به ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد او همه را دعوت به همگرایی می کند او با دلایل بسیار ثابت می کند اگر این 20 کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند یافت .

نظریه  قاره کهن . ایده ارد بزرگ

رنگ صورتی محدوده قاره کهن را به نمایش می گذارد

نقشی که ارد بزرگ برای ایران در قاره کهن قائل است نقشی فرهنگی و تاریخی نظیر یونان در اروپاست .

قاره کهن امروز اسیر آسیا و اروپاست .

تاریخ و فرهنگ در شرق به چین ختم می شود و در غرب به یونان .

یکی از وجوه جالب و بارز این نظریه ایجاد همگرایی بیشتر منطقه ایی است که خود موجب خلع سلاح تجزیه طلبان در سطح کشورهای منطقه می گردد .

ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود .

http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_102pbak65vem_22e7227.jpg

یکی دیگر از ایده های او نظریه کهکشان بزرگ اندیشه است. که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند . او ثابت می کند جهان غرب با ابزار رسانه و اینترنت نمی تواند با تزریق فرهنگش یکپارچگی مورد نظر خویش را فراهم سازد .

http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_kywg7r8m9m_f0b70de.jpg

با اینکه ایده های ارد بسیار جذاب است اما آنچه موجب شهرت روزافزون او گشته نصایح و پندهای حکیمانه اوست . پندهای او شامل تاکیدات مستمرش بر راستی ، احترام به ریش سفیدان ، پاسداشت اسطوره ها و میهن دوستی می گردد .

دهها مقاله و کتاب در مورد اندیشه های ارد بزرگ نگاشته شده است . بعضی او را علامه اقبال لاهوری عصر حاضر می دانند و عده ایی همپای فردریش نیچه در فلسفه و کسانی معتقدند جبران خلیل جبران امروز است . و البته جالب خواهد بود که بدانیم ارد بزرگ و جبران خلیل جبران هر دو در 17 دی ماه زاده شده اند .

استاد فرزانه شیدا شاعر و پژوهشگر برجسته ایرانی مقیم شهر اسلو در کشور نروژ در مقدمه جلد یازدهم تفسیر اندیشه های ارد بزرگ با عنوان " کتاب بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ " می نویسد :

بانو استاد فرزانه شیدا سرآینده نامدار کشورمان

بانو استاد فرزانه شیدا سرآینده نامدار کشورمان


درطی بررسی وتفسیر فرگردهای آرمان نامه فیلسوف بزرگ وارزشمند ایرانی *ارد بزرگ همواره در این فکر بوده ام که اندیشه های ناب ومعنوی این بزرگمرد تاریخ که جهانی را بخود مشغول داشته است چقدر می تواند برای هر انسانی ارزشمند و در راه زندگی او سودمند باشد و همواره در جملات عمیق اندیشمند انه ی او دریافته ام که عمق نگاه او در ژرفای واقعیت زندگی بمانند این بوده که به مرکز اصلی و نقطه ی عطف زندگی و هستی رسیده باشی تا توان آنرا داشته باشی با چنین عمقی دنیا را نظاره کرده و تمامی نیازمندیهای زندگی را در هر مرحله و هر موقعیتی در این گذر عمر , معنا کنی و به تفسیری زیبا در جملاتی تبدیل کنی که هر یک همچون دّر درخشانی نور دهنده ی زندگی آدمی باشد نگاه و دیدگاه *ارد بزرگ سرشار از واقعیت های فردی / شخصیتی از دیدگاهی اجتماعی - فرهنگی با شناختی در حد اعلای انسان شناسی و مردم شناسی ست بگونه ای که ,بسیار تجربه ها می بایست سازنده چنین افکار پرمایه وبا ارزشی باشند که اندیشه های دیگر را نیز چون آینه ای صافی بخشیده و جلا دهنده ی روح انسانی باشد. چیزی که انسان نیازمند آن در طول راه سفر عمر خویش است و در درون « خویش» خود همواره در این باور زندگی میکند که امید و آرزو را می توان رنگی از حقیقت داد و بر اساس خواسته های زندگی خود گام برمی دارد و در راه سرنوشت انسان می بایست فانوس وچراغی از سخنان *ارد بزرگ ,این عالم بزرگ اندیشه را در سیاهی های دنیای ناشناخته ای که به شناخت آن نیازمندیم به همراه داشته باشد وحتی کلمه به کلمه ی آنرا به خاطر و دل بسپارد و هر کجا در جائی و منطقه ای از زندگی دچار سستی و نا امیدی شد به مرور دوباره ی افکار و ایده های ارد بزرگ بنشیند چرا که تمامی این جملات طلائی و این پندهای زّرین به «معرفت انسانی »در میدان خرد یک به یک , جنبه علمی و کاربردی ثابت شده ای را در علوم پایه زندگی داراست و بر این اساس می توان «*ارد بزرگ را اسطوره راه و اندیشه » نامید.

بزرگ فیلسوف عزیز و دوست داشتنی کشورمان که سربلندی ایران و تاریخ ما نیز خواهد بود , را در واقع به هزار نام زیبا می بایست نامید چرا که او « یاور بشریت » و «خداوندگار کلام » در معنویت خورشید مانند دنیا انسانی ست. دنیائی که با تمامی پیشرفتهای روزانه انسان را از « خویش ِ خود » جدا ساخته است و به دنیای دواّر تیک تاک ساعت بخشیده است , دنیا و زمینی که خالی از معنویت های انسانی نمی تواند جز توپ گرد آهنین و بی احساس و سردی باشد که در رنگ آبی در میان فضا بدور خود و خورشید می چرخد و آدمیان درون آن نیز , در زندگی بدور خود چرخان بوده و بسیارند که هنوز نمی دانند که زندگی اگرچه گاه دایره وار در موقعیتهائی از زندگی بسوی نقطه ی اولیه ی حرکت پرگار برمی گردد ,اما می توان این « در دایره زیستن » را چه در گردش ساعت باشد چه پرگاری , باز رنگ و لعابی از شادی گره زده و رنگین کمانی از عشق و محبت و دوستی از احساسات خوب و دل انگیز بر جای مانده در درون آدمیان را درهر ثانیه ی زندگی به آسمان هستی خود و دیگران بخشیده و دنیا را رنگین از عاطفه های انسانی کرد, عاطفه هائی که در نهاد ما وجود داشته و خواهد ماند و ما نیز در «خویش» گاه آنرا پرورش داده گاه بی صدا خفه کرده ایم و در نقشِ عروسکی ِانسانی ِمتحرکِ , « خویشتن خود »را به ساعت و زمان بخشیده و خود را محکوم به گردش بی حس وبی احساس آن کردیم وفقط تلاش «زنده بودن »را هدف بودن انسانی و پرعاطفه ای کردیم و هر روز ذره ای و بخشی از« وجود خویش» را در آن باختیم و از بین بردیم! بی آنکه بخاطر بیآوریم که نیامده ایم که فقط کار کنیم , بخوریم و بخوابیم بلکه آمده ایم تا« زندگی کنیم و حقیقتا به "معنای واقعی" زندگی کردن را زندگی کنیم» و زندگی را در تجربه های خوب و بد خود به اوج زیستنی برسانیم که می تواند بهترین دستآورد آدمی در زندگی او و دیگران باشد .*ارد بزرگ خویشِ انسانی را در تمامی بخش های هر فرگرد به وضوح ارج و شخصیت می بخشد و به انسان می آموزد که «وجود آدم» وجودی با ارزش معنویست که می تواند از اسارت نادانی و سستی خود را رهانیده و «خویش» را به پایگاه واقعی «انسانی» برساند جایگاهی که متعلق به اوست و از نخستین لحظه ی حضور دراین دنیا نیز , متعلق به « انسان» بوده است و دریافتن و درک آن , تنها به گروهی تعلق یافت که در « پی شناخت ِخویش» زندگی را از دایره دواّرِ «بودن» فراتر نگریسته و دیدگاهی چون دیدگاه *ارد بزرگ را در اندیشه پرورانده و تلاش داشته اند در«خود شناسی خویش» دنیا را نظاره گری درست باشند و همانگونه دنیا را بشناسند که لایق شناخت است و در دیدگاه خداوند نیز کمتر اراین نبوده است که انسان ,"خود خویش" دریابد و این را نیز دریابد که زمین و زمان و همچنین" شخصیت انسانی و دریافت و شناخت « خودِ خویش» "به نوعی وظیفه ی انسانی ما از زمان تولد بوده است ! و بارها شنیده و خوانده ایم که «خود شناسی خویش یعنی : خدا شناسی» ! شناخت خداوند یکتایی که سازنده و جان دهنده و خالق این عالم هستی بوده و هست . ولی آیا هرگز به این جمله به معنای عمیق معنوی وعرفانی آن فکر کرده اید؟ تفسیر این جمله در دیدگاه من کار سختی نیست و تنها نیازمند این است که واژه های این جمله را برای خود معنی کنیم که: ما چگونه می توانیم با شناخت« خویش» خداوندگار خود را بشناسیم خداوند خود فرموده است که : «ای انسان تو ذره ای از وجود منی », پس اگر « ذره ای» و فقط « ذره ای» توان این را داشته است که در طول بودن خود این همه در ساختار ریشه ایِ زمین و دریا و اقیانوس و کهکشان نقش داشته باشد آنگاه می توان دریافت قدرت و نیروی فکری انسان که تنها ذره ای از وجود خداوند است دارای« نیروی عظیمی »ست که از هر یک از ما نه در نقش رویائیِ ماجرا که در واقعیت زندگی , همچون جادوگریست که به هر چه می خواهد ,با بکار بردن سلولهای مغزی خود , بمانند همان عصای نقره ای جادوگری دست یابد و جادوی پرواز خود را نیز هواپیما و سفینه ای کرده است که براحتی هوا و فضا را طی می کند .فرش روان جادوئی انسان «اندیشه» های اوست که پروازی بر آسمان هستی داشته و توان آنرا در « من ِخویش » دیده است تا سازنده و فرمان دهنده ی زندگی خویش و حتی ترقی دهنده ورشد دهنده ی زندگی دیگر انسانها در طول تاریخ باشد و آنچه امروزه تمامی امکانات رفاهی را برای آدمی بوجود آورده است , از هیچ چیز نمی تواند سرچشمه بگیرد جز توانائی« عقل» انسانی ,که در برابر خداوند تنها"« ذره ای از این دانائی عقلی»" را داراست. با این تفاسیر , انسان در می بابد که وقتی که خود میتواند جادوگر واقعی و نه تخیلی زندگی خود و دیگران باشد آنگاه براستی خود خداوند چقدر عظمت بزرگی در عقل و اندیشه و قدرت و توانائی را داراست که این نیز , در خلق زمین و زمان و در اینهمه عظمت و وسعت و در ژرفای بزرگ وعمیق آن باز وجود بزرگ و قدرتمند خداوند آشکار میکند وبا این شکل چگونه انسان ,این جادوگر واقعی وقدرتمند زمین وعصر و زمان ,میتواند برخود شک داشته باشد و خود را هیچ بپندارد یا بخود اجازه دهد که ناامید ی را جایگزین تلاش وحرکت خود ساخته ودرگوشه عزلّت وغم وتنهائی برخود وزندگی وروزگاری افسوس بخورد که در هریک چه « خود خویش» چه « زندگی و روزگار»هر یک هزاران قدرتی نهفته است که کافیست انسان اراده کند و آنرا باز نموده و از آن به قدرت عقل خویش بهره گیرد و چرا که نه ؟!
چرا بهتر زندگی نکنیم ؟شادتر نباشیم ؟در رفاه نباشیم ؟این حق انسانی ماست! و کسی برای تو و برای بدست آوردن این حق تو کاری نخواهد کرد مگر اینکه خود اولین گام را برداشته برای خویش ارزش قائل شده و بهترین ها را برای خود بخواهی و در راهی که گام مینهی ارزش ها و باورهای ناب را با خویش همراهی کنی تا کسی قادر نباشد که در نیمه راه باعث دلسردی و نومیدی و یاس تو شده پشتکار و تلاش ترا در درون فکر و دل و اندیشه به سردی بکشاند مبادا از راه درست خویش , به بیهوده بازگردی بی آنکه بدانی انتها با تمامی سختی ها بسیار شیرین خواهد بود اگر آن کنی که میبایست انجام دهی و براه خویش همراه با تسلط برخود و بر پیرامون خود و با اعتقاد و باور بر اندیشه ی خود ادامه دهنده ی راه باشی و به مقصودی برسی که هدف از آمدن تو از پیش رسیدن به همان « مقصود» بوده و هست. درکتاب بعُد سوم آرمان نامه , من , با تلاش و امید و عشقی عمیق ,در طی تمامی فرگردها , با نظریات و عقاید فیلسوف و اندیشمند بزرگ ایرانی * ارد بزرگ تلاش نمودم از دیدگاه ایشان و همچنین با نگاه و توجه بر سخنان دیگر بزرگان ایران و جهان در تفسیری عادلانه « زندگی» را به گونه ای معنا کرده باشم که هدف * ارد بزرگ بوده است و چیزی را نیز از قلم نیانداخته باشم که ناگفته بماند و یا مبادا در نگفتن تمامی عقاید ایشان حق مطلب ادا نکرده باشم چرا که شخصا معتقد بودم که یک یک این جملات اندیشمندانه سرشاز از معانی و تعابیر و عمقی ست که می بایست با دقت به آن توجه کرد و همراه با علوم روز و شکل زندگی امروزی, به همراهی تجربیات خود , هریک از فرگردها را به تعریف و تفسیری نشستم تا شاید قادر باشم به همگان ارزش کتاب آرمان نامه و جایگاه برتر * ارد بزرگ را نشان دهم و در قلب جوان نیز اثر این گفتار را برای همیشه جاویدان کنم و از آنجا که ایده ال ها چاره راهها و عقاید یکی پس ازدیگری درفرگردها نماینده ی تجربیات عمیق ایشان بود که با تمامی علوم دنیا نیز در زمینه های مختلفی همپائی می کرد . نمونه هائی نیز از سخنان دیگر بزرگان را در مقام مقایسه از دید شما عزیزان نیزگذراندم تا در این امر موفق شده باشم که بگویم نظریات وعقاید * ارد بزرگ براستی ارزشمند وخواندنی وآموختنی ست تا روشن گردد که یک یک جملات عمیق و ارزشمند ایشان همپا وگاه بالاتر از آن است که بتوان قیمتی برآن نهاده و همگی سر تعظیم در مقابل ایشان میبایست فرود آوریم که اینگونه بی هیچ چشمداشتی زندگی را , معنای زندگی را و تجربیات ودانش خود را بی دریغ دراختیار جامعه ی ما و دیگر جوامع دنیا گذاشتند و در تعریف زندگی وآدمی دیدی وسیع ونظریات ایشان آنقدر با معنا و عمیق بود که خواندن ونوشتن از آن برای خود من آنقدر جالب و ارزشمند و دوست داشتنی بود که با لذتی وصف ناپذیر مینوشتم و مینوشتم و هیچ چیز مرا از پا نمی انداخت و خستگی ساعتها و ساعتهای متمادی کار با شروع فرگرد جدید برایم هیچ می شد و مجدد همان شوق را در دل حس می کردم و با لذتی عمیق و با تمام دل و تمامی روح و اندیشه ام به تفسیر آرمان نامه ی *ارد بزرگ پرداختم , چرا که بسیار نظریات ایشان را دوست داشته و برای راه زندگی آنرا خط به خط می پذیرم و در عین حال بسیار نیز متوجه ی این موضوع شدم که باورها وعقایدم نزدیکی و هماهنگی شدیدی با عقایدایشان دارد و همین مطلب مرا در نوشتن کتاب « بُعد سوم آرمان نامه » به شوق می کشید ,بطوری که با وجود تمامی مشکلاتی که طی نوشته شدن این کتاب از سر گذراندم ,هیچ چیزی موفق به این نشد, که لحظه ای مرا, سرد گرداند . هر چه که من نوشتم جز تفسیر و واکاوی افکار * ارد بزرگ نبود و تمامی حتی بررسی ها از روی علوم و دانش امروزی همراه با ترجمه هائی از کتب و نوشته های ارزشمند که برای ترجمه ی آن زمانی نیز بکار گرفته بودم وبرای جمع آوری یکی یک مسائل ساعات و زمان بیشماری را صرف کرده بودم و شبها ، اکثر شبها را نیزتا نیمه های شب و حتی تا صبحدم و گاهی بدون دو روز خوابیدن یا درست خوابیدن از سر می گذرانیدم که بنویسم و در گردآوری و تدوین و جاگذاری مطالبی که می بایست در دربین گفتار از آن ها نیز یاد می کردم دقت و توجه بسیاری را مبذول میداشتم که با اشکالات رایانه ام و قطع و وصل شدنها و پریدن های مداوم نوشته هایم و از دست رفتن ساعتها کار در یک چشم بهم زدن...تا موفق شوم هر مطلبی و ترجمه ای و درجای مناسب درمیان نوشته های خود و نظریات و اندیشه های *ارد بزرگ* جایگزین کنم تا کار موفقی را ارائه بدهم که , ارزش خواندن نیزداشته باشد و اینهمه تلاش و بیداری های شبانه و کم خوابیهای بسیار , باشور و شوق برای به پایان رساندن کتابی که دوستش داشتم نیاز به دلگرمی داشت و طبق معمول همیشه ی زندگیم , باز هم دریافتم که انسان در لحظات حساس تنها باید امید به خود داشته باشد و در راهی که می رود بخود تکیه کند نوشتن « بعُد سوم آرمان نامه » در واقع با صداقت دل و امید واقعی به تحریر در می آمد و هدفی عمیق درخود داشت تا در یاری اندیشه ها و آموزشی دوباره بر افکار فیلسوف بزرگ ایران *ارد بزرگ همراه با اندیشه های ارزشمند دیگر بزرگان جهان چه از منابع ارزشمندی که می بایست از آن آگاهی داشت در درون مایه ی آن جز به خیر نیست و جز از ره دوستی و دوست داشتن جامعه ام که با دل آرزومند این هستم که این کتاب واقعا بکار مردم جامعه بیاید و توان اینرا داشته باشد که در زندگی همه یاور خوشبختی وشادی و یا حتی جرقه ی امیدی درقلبی برای بهتر زندگی کردن باشد که چنین اندیشه ای از سر خیر بود و با باور اینکه هر انسانی لایق بهترین ها درزندگیست و همگان میبایست بگونه ای راه بهتر زیستن خویش را پیدا کنند و هرچه را که نوشتم نه تنها از خود که بسیار از اُردبزرگ و دیگر بزرگان جهان آموخته بودم که شهامت اینرا نیز داشته باشم تابنویسم و نویسنده کتابی در یازده جلد باشم , همچنین آموخته هائی نیز , هم داشته ام که از تمامی منابعی بوده است که معتبر بود و در آن نیز , شکی جایز نبوده و نیست .

زهرا کاتب در سایت تک برگ در مورد ارد بزرگ می گوید :

آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست »
این سخن از آن مردیست که برای بسیاری از جوانان نسل امروز الگو بوده و سخنانش حامل بغضها و درد های آنهاست .
ارد بزرگ در کتاب «آرمان نامه» مو به مو پرسش ها ، مشکلات و مصیبتهای نسل امروز را پاسخ می گوید .
از ریش سفیدانی می گوید که همانند « سقفی بر خانه نسل امروز » هستند و اینکه « زنجیره نسلهایند »و وظایف بسیاری بر دوش دارند .

و از آزادی
که نهایت آرزوی بشر است می گوید : «رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی »
از آزادیخواهان تجلیل می کند و می گوید :« پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است » آزادی و پرستش میهن را راهی برای پیشرفت ما می داند و می گوید :« میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست »
و هشدار می دهد که :« آنگاه که آزادی فدای میهن پرستی می شود و وارون بر این میهن پرستی فدای چیزهای دیگر ، کشور رو به پلشدی می گرایید و درد »

ارد بزرگ شجاعانه یک به یک عقایدش را می شکافد و نکته به نکته با مخاطب در میان می گذارد و در مورد میهن اینچنین می گوید :« میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است » او کار را در همین جا رها نمی کند و ختم کلامش بسیار محکم است و می گوید :« آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد »

آزادیخواهی و میهن پرستی دو رکن و ستون اندیشه او محسوب می شود اینچنین فکری بر سراسر کتاب آرمان نامه سایه افکنده است .

به خود بر می گردم به گذشته می نگرم به راهی که آمده ایم و آینده که چگونه مسیری خواهد بود و به آرمانهای ملت خویش ، آرمانهایی که برای غرب بسیار سنگین است و از هم اکنون با جعل اسامی ایرانی و ساختن فیلمهای 300 و اسکندر مقدونی و مواضع ضد ایرانی هویت تاریخی و فرهنگی ما را هدف قرار داده اند .
دشمنی آنان بیش از آنکه با نظام حاکمیتی ایران باشد دشمنی با هویت ملی و تاریخی ماست . آنها همواره از خروشیدن و برآمدن دوباره این ملت ترس و واهمه داشته اند . ارد بزرگ مستقیما به ما همان سو را نشان می دهد همان جایی که باعث سربلندی کشور ما در طول تاریخ بوده است . او از آرمان خواهی می گوید :« به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست »
و از شرایط امروز و فاصله تا هدف می گوید :« میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نیروی کنونی ماست » و نهیب می زند :« کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست » او می داند جوان و دودمان آهنین ایرانی می تواند و در نهاد خود چنین قدرتی دارد که می گوید :« مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند »
آزادی و عشق به میهن را نهایت این راه می داند و آرمانی والا . آرمانی که نباید گم شود ، آرمانی که وظیفه همه است و می گوید :« مهم نیست تا چه میزان رشد کرده ایم ، مهم این است که از آرمان هایمان دور نشده باشیم »

ارد بزرگ تجلی تاریخی پر شکوه است در فرگرد سرآمدان کتاب آرمان نامه می گوید :« کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند » اندیشه او همراز داستانهای شاهنامه است و خرد برایش شرط اول است همان خردی که در فرگرد آرمان به آن اشاره می کند و می گوید :« آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند » او فردوسی را راوی یک داستان ساده نمی داند و شاهنامه را بسیار فراتر از حماسه ایی ادبی می داند و می گوید :« ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود »

براستی کدام یک از روشنفکران این سرزمین تا این حد حساب خود را با تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین روشن کرده اند بسیاری از آنها یا دچار تجدد شدند و یا گرفتار سحر کلام و آنچه پنهان ماند مظاهر بسیار روشن و آشکار ملت سرافراز ایران بود .
تنها نام انسان غیر ایرانی آرمان نامه نام مهاتما گاندیست :« بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی ، میهن پرستی او بود »
در عرصه سیاست جهانی هزاران نام برای گفتن وجود دارد اما ارد از گاندی سخن می گوید و کنش اجتماعی و سیاسی او را یادآور می شود . آرمانی که توانست کشور هفتاد و دو ملت را از دست استعمار پیر نجات بخشد .

ارد بزرگ اهل فریاد و جدل نیست او می گوید :« پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است » و براستی او یک شکافنده و اندیشمند است کسی که بدنبال خرد است و نه بلواهای سیاسی و ...

او به تاریخ گره خورده است و خود چه جالب می گوید :« آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند »
در طی سالهای گذشته کمترین گفتگو و صحبتی از او با رسانه ها دیده و یا شنیده ایم . شاید اصلا او به رسانه ها آنگونه که عده ایی برایش سینه چاک می دهند نمی نگرد و می گوید :« رسانه تنها می تواند پژواک ندای مردم باشد نه اینکه به مردم بگوید شما چه بگویید که خوشایند ما باشد »
پژواک مردم برای او بسیار مهمتر از آنچه وجود دارد می باشد .
و این همان آزادی است که ارد بزرگ از آن یادها کرده است . آنگاه که توده مردم به شکل های مختلف حرفهای خودشان را بزنند موجب گسترش و رشد آگاهی های یکدیگر در هر زمینه ایی می گردند . پس باید ندای مردم را شنید و مسیر را برای کاستن دردها و مشکلات فراهم نمود . برای این بزرگمرد ایرانی آرزوی طول عمر و سعادت بیشتر می کنیم .



منابع به ترتیبی که در متن بود :

* فرگرد آزادی - فرمان نخست
* فرگرد ریش سفید - فرمان هشتم
* فرگرد ریش سفید - فرمان ششم
* فرگرد آزادی - فرمان دوم
* فرگرد برآزندگان - فرمان سیزدهم
* فرگرد میهن - فرمان سیزدهم
* فرگرد میهن - فرمان دوازدهم
* فرگرد برآزندگان - قرمان هفدهم
* فرگرد میهن - فرمان نهم
* فرگرد آرمان - فرمان دهم
* فرگرد آرمان - فرمان شانزدهم
* فرگرد آرمان - فرمان هفدهم
* فرگرد آرمان - فرمان دوم
* فرگرد آرمان - فرمان ششم
* فرگرد سرآمدان - فرمان دوم
* فرگرد آرمان - فرمان هیجدهم
* فرگرد سرآمدان - فرمان نخست
* فرگرد سرآمدان - فرمان چهارم
* فرگرد ریشه ها - فرمان دوم
* فرگرد ریشه ها - فرمان پنجم
* فرگرد رسانه - فرمان دوم


مسعود اسپنتمان ( پژوهشگر و نویسنده ) که تا کنون دهها مقاله در مورد اندیشه های ارد بزرگ نوشته است در واکاوی فلسفه ارد بزرگ می نویسد :


اُرُد بزرگ میگوید: شاگردانی که بدون نوآوری! همواره سخن استاد خویش را تکرار میکنند، هیچگاه برای خود و استادشان فر و شکوهی به ارمغان نمی آورند. همیشه آنکس که با شما هم آوا میشود و سخن شما را بازگو میکند، نمیتواند هم اندیش شما نیز باشد. [از این رو] نقد و ارزیابی بی کینه، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست.

در راه شناخت اندیشه های حقیقی اُرُد بزرگ، دانش هرمنوتیک به ما یادآوری میکند که بایسته نیست هر تفسیری بر نوشته ای همان را بازگو کند که نویسنده ی آن نوشته در اندیشه داشته است؛ زیرا نویسنده در نوشتن آنچه در اندیشه دارد تا اندازه ای توانایی دارد؛ و به همین شوند شدنی است که تفسیرگران یک نوشته گزارش های گوناگونی از آن نوشته بر جای بگذارند. این چندگانگی تفسیر، هرگز نمیتواند دشمنی تفسیرگران را با یکدیگر در پی داشته باشد؛ زیرا آنجا که سخن از دانش به میان می آید، پی ورزی جای خود را به آسان نگری و تاب آوردن یکدیگر میدهد.

اکنون برای کاستن از خطای اندیشه و نزدیکی به ژرفای اندیشه ی اُرُد ناچاریم که از دالان تو در توی گفتار او بگذریم تا به روشنایی برسیم؛ یا به گفته ی آسان تر بایسته است اُرُد را آنگونه که خود در گفتارش مینمایاند، باز شناسیم. برای شناخت اُرُد بزرگ بایسته است تا گفتار او را با چاشنی میهنی تفسیر کنیم. واقعیت از این قرار است که برای اُرُد بزرگ ، سخن گفتن از دیدمانهای گوناگون هستی و پژوهش درباره ی چندی و چونی پدیده ها آنگونه که فیلسوفان آن را خوش میدارند، در پایه ی نخست اهمیت جای نمیگیرد. او بیش از هر چیز به آن دسته از دیدمان ها علاقمند است که برای میهن او کاربُرد داشته باشند؛ اُرُد آن هنگام که گزاره ی “بازآفرینی سنت ریش سفیدی” را در اندیشه میپروراند از ریشخندها و برچسب هایی که در آن نوگرایان تیره پرست او را واپسگرا میخوانند نمیهراسد؛ زیرا او کاربُردها را بر نویی ها و کهنگیها برتری میدهد.

دیدمان اُرُد به هستی بر درکی شهودی استوار است، که نشانگر بینش اشراقی او به هستی است. اُرُد فیلسوف نیست(1)، و اندیشه هایش را به وارون فیلسوفان باختری، بر پایه ی استدلال های عقلی بنا نکرده است، زیرا اُرُد بر آن است تا بیش از عقل، قلبتان را نشانه بگیرد. به دیده ی او تنها چیزی پایدار خواهد ماند که ریشه ای سترگ در ژرفای هستی داشته باشد، و اُرُد راه شناخت هستی را گذشتن از گذرگاهی که از قلب آدمی آغازیده میداند.

اُرُد بزرگ میگوید: «”آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با “کار” و همچنین “نگرش در نمایه های هستی” به بسیاری از ناگفته ها پی می برند”». از این گفته ی اُرُد به آسانی در می یابیم که برای شناخت واقعیت ها، اُرُد نخست بر “تجربه و کار” خویش تکیه میکند. او با “نگرش در نمایه های هستی”، و آمیزش آنها با تجربه های شخصی اش، به بازگویی پرداخته های خویش میپردازد. اُرُد بزرگ هرگز ایده آلیست نیست، او تنها به چاره یابی های کاربُردی مینگرد، از این رو اندیشه های او با تجربیات اش همانی دارد. او با تن و استخوان می اندیشد. شاید از این دید، همسانی دیگری میان اُرُد و نیچه بیابیم؛ چه بسا اُرُد همانند نیچه، از شاخه شاخه شدن دانش، ناخرسند میباشد، چنین هم هست. اُرُد خود در یکی از گفتارهای به یادماندنی اش به دانش امروز که فر و شکوه بسیار در پی داشته اما توانایی بخشیدن آرامش را به ما ندارد میتازد: ارد بزرگ میگوید: «دانش امروز فر بسیاری در پی داشته است، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد، امنیت را بزرگان خردمند به ما میبخشند». و این بزرگان خردمند آن پرچم داران دانش نوینِ سده ی 17 و 18 و یا راسیونالیستها و خردگرایان سده ی 19 نیستند. زیرا خرد در اندیشه ی اُرُد -که همسو با اندیشه های تا همیشه ی ایرانی است- گونه ای ژرفا اندیشی شهودی است و نه آنگونه که باختریان می اندیشند “توانایی پی گیری استدلال تا رسیدن به هدف”. اُرُد از خرده نگری بیزار است، زیرا از دید او نگرایی به خرده ریزهای دانشیک، پسرفت اندیشه را در پی می آورد. ارد می گوید : «وابستگی زیاد به دانستن اخبار و رویدادهای پرآکنده جهان ، پسرفت ما را به ارمغان می آورد. کسی که اندیشه اش بازیچه اخبار و رویدادهای گوناگون است هیچ گاه به آرمان و هدف زندگی خویش نمی رسد»

یکی دیگر از ویژگیهایی که اُرُد بزرگ را در میان اندیشمندان کنونی ایران ویژه میسازد، ساختارشکنی دلاورانه ی اوست. اُرُد همانگونه که “ج.پ.استرن” درباره ی نیچه نوشته است، همواره از خواستگاه های نو در راه اندیشه گام بر میدارد و در تلاش برای دستیابی به آگاهی بیکران است. در حالی که مارکس و فروید کمتر چیزی نوشته اند که نتیجه ی هوش و خرد آزاد باشد. اُرُد در اندیشه نیست تا گفتارش را ولو به زور چماق در مغزتان فرو کند، همچنین هیچکس به اندازه ی او بر “قیچی اندیشه(2)” نفرین نمیفرستد که دیدمان “کهکشان اندیشه” او گویای درستی این تفسیر است. او بر این باور است که راستی هر اندیشه خود را مینمایاند چرا که ناراستی ها خود رو به مرگند. «اُرُد بزرگ : اگر پنداری توان پیش بردن ما را نداشته باشد همان به که زودتر رهایش کنیم». او بر فرهمندی میبالد و از مصادره ی اندیشه به سود گروهی ویژه خواه دیوانسالاران و رسانه ها باشند، خواه ریش سفیدان بی اندیشه، گریزان است.

«ریش سفیدی، داراترین به اندیشه است»

«رسانه تنها میتواند پژواک ندای مردم باشد، نه اینکه به مردم بگوید، شما چه بگویید که خوشایند ما باشد»

«وقتی ناگهان رخداد مهمی از درون دیوانسالاری کشور به رسانه ها کشیده میشود، نکته ی بسیار مهمتری از دید همگان پنهان میگردد». او تفسیرهای گوناگون را بر میتابد، چرا که بر این باور است که میهن دوستی خواستی همگانی است که از سوی هیچ گروهی مصادره شدنی نیست؛

اما برای گِردآوری گفتارمان از آغاز تا کنون به بازگو کردن یکی دیگر از همانی های ابزار اندیشه ی اُرُد با نیچه فیلسوف آلمانی میپردازیم. نیچه با نوشتن کتاب “چنین گفت زرتشت” پایان دوران خردگرایی(3) و آغاز دوران اشراق نگری خویش را فراخوان داد و با این کار خرده نگران را بر آن داشت تا فرآورده های اندیشه ورانه ی او را در این دوران، میوه ی زوال خرد فیلسوفانه ی او بدانند. اُرُد نیز اندیشه هایی را ارزش مینهد که برآیندی با آسمان داشته باشند. برای اُرُد، اندیشیدن به صرف اندیشیدن البته که بد نیست، اما ارزش آنچنانی نیز ندارد. اندیشه های ارزشمند از دید اُرُد آنانند که توانایی برآزندگی میهن را داشته باشند. زیرا به دیده ی اُرُد بزرگ ، میهن آن والاترین چکیده ی هستی است که همه ی ویژگیهای جغرافیایی، انسانی، اجتماعی و فرهنگی در آن یگانه میشوند و خود را در نام او جلوه گر میسازند؛ این فرآیند در هیچ کجای گیتی به بوندگی ایران روی نداده است. کشوری که مرزهای فرهنگی اش با مرزهای جغرافیایی کهن او یگانه گشته است.

«خدا ما را نگاهبانی کند از اندیشه هایی که آدمیان تنها به نیروی عقل می اندیشند؛ آنکس که سُرودی جاودان میسُراید، از مغر استخوان می اندیشد (ویلیام.ب.ییتز)»

…………………………………

(1) در اندیشه ی ایرانیان از دیرباز “فیلسوفی”، پیشه ای نیک به شمار میرفته؛ پیشه ای که برای ورزندگانش نامی نیک بر جای گذاشته است. اما باید دانست، از روزی که فلسفه در باختر زمین پهنه گسترده، دسته بندی دانشها به ما این پروانه را نمیدهد که هستی فلسفه را به بیرون از آنچه در درون خود دارد فرافکنیم. به گفته ی دیگر فلسفه دانی، چارچوبی را تحمیل میکند که هرچه فراتر از این چارچوب است را خودی نمیداند. از این رو، نامیدن اُرُد به عنوان فیلسوف گونه ای خطای دید و لغزش اندیشه است. اُرُد بزرگ “حکیمی” برخوردار از حکمت و بینش است. سلاح او فلسفه نیست. حتا شایسته است بدانیم، فلسفیدن برای او در پایه ی نخست اهمیت نیز جای نمیگیرد. خویشکاری اُرُد بزرگ در آن است تا با به کار بردن حکمت خویش، برای آینده ی میهن خود، راهکاری شایسته بیاندیشد.

(2) منظور سانسور اندیشه های آزاد است.

(3) خردگرایی در باختر زمین با آنچه خردگرایی خاوری مینامیم و آمیزه ایست از اندیشه و اشراق رویکرد دوگانه دارد. عقل سرخ در اندیشه ی سهروردی نماد خردگرایی اشراقی است.





در مورد ارد بزرگ بیشتر بدانیم اینجا کلیک کنید .

منبع مطلب : سایت چهره های ماندگار

فرگرد ایران - بزرگ شیروان


ارد بزرگ Orod Bozorg


فرگرد ایران


ایران بهشت ماست ، ایران تنها بهانه بودن است . ارد بزرگ


کجا دلبری زیباتر از "ایران" سراغ دارید ؟ معشوقی که هزاران هزار پیکر عاشق در زیر پایش ، تن به خاک کشیده اند . ارد بزرگ


در کاخ های ویران شده نامداران سرزمینمان ایران می توان هزاران هزار چشمه جاری دید ...می توان فریادهای دادگستر آنها را شنید ... و تنهایی را از یاد برد . ارد بزرگ


رود مهر در این سرزمین جاریست ... آزادی و آزادگی خواست همیشگی ایرانیان بوده است . ارد بزرگ


ایران سپیده دم ، تاریخ است . ارد بزرگ


ایرانیان هرگاه پُشتکار داشته اند شگفتی ها آفریده اند . ارد بزرگ


نجابت برجسته ترین خوی ایرانیان است . ارد بزرگ


رویش نخستین تمدن باشکوه جهان ، از گره خوردن سه تبار ایرانی ماد ، پارس و پارت سرچشمه گرفته است . ارد بزرگ


پیشینه نویسان باختر ، شکست های خویش را پیروزی و نابکاری خویش را مردانگی نوشتند ، همانها دروغ پردازی و خوی جانورگونه خود را به ایرانیان نسبت داده اند .ارد بزرگ


شورای پژوهشگران بنیاد جهانی ارد بزرگ:کتاب سرخ- بخش 116. فرگرد ایران - 7 فرمان

*.¸¸.*´¨`*.¸¸..*´¨`*.¸¸.*´¨`*.¸¸.*´¨ `*.¸¸.*´¨`*.¸¸.*

فرگرد آزادگان - بزرگ شیروان

ارد بزرگ Orod Bozorg


فرگرد آزادگان



آزادگان میهن پرست در مرداب خودستایی فرو نمی روند . ارد بزرگ


پندار های پاک در دل و روان آزادگان آشیانه دارد . ارد بزرگ


آزاده ، انسان گوشه نشین و رها از غم آدمیان نیست . آزاده زندگی اش را ، به هم میهنان خویش ارزانی داشته و برای سرفرازی میهن کوشش می کند . ارد بزرگ





شورای پژوهشگران بنیاد جهانی ارد بزرگ:کتاب سرخ- بخش 119. فرگرد آزادگان - 3 فرمان

*.¸¸.*´¨`*.¸¸..*´¨`*.¸¸.*´¨`*.¸¸.*´¨ `*.¸¸.*´¨`*.¸¸.*